خرید بک لینک
در اولین بازی به عنوان سرمربی منچستریونایتد از خدا.خواستم که پیروز شوم، اما در آن بازی شکست سختی خوردم.
ناامید نشدم و تازه فهمیدم که تیم حریف هم خدایی دارد.
از آن پس فقط تلاش کردم.
فاصله ی پیروزی تا شکست شانس نیست،فقط و فقط تلاش است..
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 16:18 توسط علي باران |

برچسب: نویسنده: سپیده زمانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 20:00

دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برودهرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد... دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟گله هارابگذار! ناله هارابس کن!روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی! زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را.

برچسب: نویسنده: سپیده زمانی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 19:09

شروع طوفاني و توفانی سال ٩٦

عالي بود.....

ست صورتي.....

تالار شركت نفت....

ياسر و غزل......

من و کل جوونا فامیل.....

فاطمه عشق و باران عشق مضاعف....

خستگی غیرقابل وصف... قبلا این خستگی و پادرد رو تجربه نکردم...

تابلو شد دارم پیر میشم....

هر روز وابسته تر از دیروز به....

متشکر که کنارمی و کمکم میکنی....

در نهایتا اورگی واسه خواب و

وای خدایا شکرت...

برچسبها: توفان , طوفان

برچسب: نویسنده: سپیده زمانی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 19:27

امروز نوبت کشیک من در اداره است.

طی ایام تعطیل باید هر روز تعطیل یک نفر از کارمندا داخل اداره باشه و امروز نوبت منه....

چه کار حوصله سر بری....

که چی بشه؟؟؟

برچسبها: کشیک , کارهای ناتمام , درس

برچسب: نویسنده: سپیده زمانی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 19:27

چشم نكنم 96 رو داره....

يه سفر دست جمعي كل فاميل...

سي چمل نفر و يازده ماشين...

مناظر زيبا...

دعوتي شكوهمند بعد از دايي محسن...قبلشم دايي منوچهر..

هم شب قبل و هم امروز.. عالي...

برچسبها: ٩٦ مهربان

برچسب: نویسنده: سپیده زمانی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 19:27

ماغر همه خانواده... ما، پدر مادر، داداش و خانمش، همه خاله ها و شوهر بچه ها، دایی ها و سزن و بچه ها، چندتا از عمه ها و عموها..... فضای فوق العاده ی بود.... همه بسیار عالی و... کباب جوجه، جگر، قرمه سبزی ....از نشانه های یادآوری این روز میشه به بررسی برخی کلمات و اصلاحات در فرهنگ ما و فاطمه اینا اشاره

برچسب: نویسنده: سپیده زمانی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 19:27

خوب امروز روز قشنگي بود تولد واسه باران گرفتيم چون دوست داشت تولد باشه...عسيسم عسيسم گفتناي دختر بابا بسيار خام كننده است و من عاشق اينم خام دختر بابا بشم.... فاطمه و من بسيار خوشبختيم كه اول همديگه و باران رو داريم... مقاله رو بايد ميفرستادم واسه تاييد پروف بعدش بي خوابي... ضندگي با تعم حندوانه گي

برچسب: نویسنده: سپیده زمانی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 19:27

استارت از امروز....

محکم و خستگی ناپذیر....

من و دوباره من....

برچسب: نویسنده: سپیده زمانی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 19:27

روز اول رمضان سخت گذشت...

گوسفند و کله پاچه ی که کفشهای میرزا نوروز بود...

فاطمه و باران عشق های هر روزی و من هر روز بهتر از دیروز و عاشقتر از پیش....

من و حاج احمد روز پنجشنبه قبل ماه رمضون موسسه آرمان شعبه گلستان دنبال فاطمه هوا گرمه عکس یهویی...

سفر نزدیک است فاطمه مخالف... من ولی ... پر پرواز من باش ... کمی دوری تجربه جدید و خندیدن باهم....


برچسب: نویسنده: سپیده زمانی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 19:27

از خوشبختي هاي بي تو بيزارم بيزار

درست مثل كودكي معلول

كه ميداند هديه تولدش

يك جفت عصاي تازه است....

من خوشبختي رو با تو ميخوام جان جانان ...

برچسب: نویسنده: سپیده زمانی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 19:27

صفحه بندی